صفحه اصلي سايت
   صفحه نخست چشم انداز آموزش فرهنگ اقتصاد صنعت رفاه بين الملل ديگران ارتباط با ما درباره ما  آرشيو 
نمایش آرشیو: // روایت نخست ، نسخه RSS آخرين اخبار   
 
مشاهده پیش نمایش چاپ   ارسال آدرس بوسیله ایمیل   افزودن به لیست علاقه مندیها   ارسال آدرس بوسیله یاهو مسنجر    امتیازدهی  
فرهنگ واژه‌ی سند چشم‌انداز
چهارشنبه 25 دی 1387
کلمه‌ي کلمه‌ي اين چشم‌انداز محاسبه شده است...
فرهنگ واژگان کليدي و تشکيل دهنده‌ي سند چشم‌انداز 20 ساله در کلام رهبر معظم انقلاب:

برنامه‌ريزي


وقتي برنامه وجود دارد، بايد همه به عنوان چارچوبِ كار بپذيرند. تمام دستگاه‌هاي دولتي و مجلس و قضايي و نظامي، بايد اين كار برايشان ارزش باشد و مسابقه براي اين‌كه بخش‌هاي گوناگون برنامه، حتّي زودتر از زمان پيش‌بيني شده تحقق پيدا كند، راه بيافتد. يكي از خصوصيات برنامه، «زمان» است كه بايد در وقت يا زودتر از وقت، تحقق پيدا كند.
سخنراني در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام
09/11/1368
 
{اگر} اين رودخانه‌ي فياض مواج را به حال خود رها كنيد؛ روي آن فكر نكنيد؛ براي آن برنامه‌ريزي نكنيد و قدر آن را ندانيد. نتيجه چه مي‌شود؟ نه تنها مزارعي خشك خواهد شد و باغستان‌هايي از بين خواهد رفت، بلكه خود اين آب هم هدر خواهد رفت. در بهترين شكل، آب اين رودخانه وارد آب‌هاي شور خواهد شد و هرز خواهد رفت. شكل ديگرش اين است كه به باتلاق و مركز تجمع انواع و اقسام آفت‌ها تبديل شود. شكل بدترش اين است كه به يك سيل تبديل شود و همه‌ي دستاوردهاي ملت را تخريب كند. اگر برنامه‌ريزي و دقت و كار نشد، اين نتايج را به دنبال خواهد داشت.
ديدار با جوانان و فرهنگيان در مصلاي رشت
 12/02/1380
 
توسعه‌يافتگي

ما دنبال چه نوع توسعه‌يي هستيم؟ اين نكته‌ي اساسي، در بحث‌هاي اقتصادي و غيراقتصادي جاري است. كساني دنبال اين هستند كه حرفي را پرتاب كنند و ذهن مردم را از مسائل اصلي دور نگه دارند: مدل چيني، مدل ژاپني، مدل فلان. مدل توسعه در جمهوري اسلامي، به اقتضاي شرايط فرهنگي، تاريخي، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملاً بومي و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ‌جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك جهاني، نه از صندوق بين‌المللي پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايي دارد. فرق است بين استفاده كردن از تجربيات ديگران، با پيروي از مدل‌هاي تحميلي و القايي و غالباً هم منسوخ.
سخنراني در ديدار نمايندگان هفتمين دوره‌ي مجلس شوراي اسلامي
 27/03/1383
 
بايد توجه كنيم كه ما هم توسعه محوريم، هم عدالت‌محور. ما طبق برخي از سياست‌هايي كه امروز در دنيا رايج است و طرفداران زيادي هم دارد، نيستيم كه صرفاً به رشد توليدات و رشد ثروت در كشور فكر كنيم و به عدالت در كنار آن، فكر نكنيم؛ نه، اين منطق ما نيست. نوآوري نظام ما همين است كه مي‌خواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در كنار هم و با هم داشته باشيم و اين‌ها با هم متنافي نيستند. ما ديدگاهي كه تصور كند اين‌ها با هم نمي‌سازند و يا بايد اين را انتخاب كرد يا آن را، قبول نداريم. اين نكته بايد در همه‌ي موارد، هم در كاهش حجم دولت، هم در مسأله‌ي خصوصي‌سازي، هم در نگاه كلي به مسائل اقتصادي و هم در تقسيم منابع ميان بخش خصوصي و بخش تعاوني و بخش دولتي رعايت شود.
ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت
 04/06/1383
 
هويت اسلامي و انقلابي

ملت ايران احساس هويت مي‌كند؛ هويت اسلامي كه هويت ايراني هم نشأت‌گرفته‌ي از همين هويت اسلامي است. احساس مي‌كند كه ايران اسلامي همان هويت گمشده‌اي است كه بايستي اين ملت دوباره آن را به‌دست بياورد و بر اساس او، آرمان‌هاي خود را معين و برنامه‌ريزي كند و تلاش و مجاهدت خود را شكل دهد. اين كاري است كه ملت ما به‌خوبي انجام داده است و دارد انجام مي‌دهد. من اين آيه‌هاي يأسي را كه بعضي پي در پي تكرار مي‌كنند، مطلقاً قبول ندارم و آن‌ها را انكار مي‌كنم. من با اطلاع از مسائل گوناگون كشور بزرگ و ملت عظيم‌الشأنمان بالعيان مي‌بينم كه اين ملت و جوانان اين ملت با گذشت زمان و تقريباً سه دهه از آغاز پيروزي انقلاب، نسبت به مباني انقلاب عميق‌تر، پخته‌تر و مجرب‌تر شده‌اند.
سخنان در ديدار مردم شهرستان كازرون
 16/02/1387
 
چه كار مي‌خواهيم بكنيم؟ اين دگرگوني‌اي كه مي‌خواهيم ايجاد كنيم، به چه معناست؟ جاي آنچه كه مي‌خواهيم دگرگون كنيم، چه مي‌خواهيم بگذاريم؟ اين‌ها مهم است. و در اين راه، كار و تلاش، شرط اول است. پس، ثبات اجتماعي باقي مي‌ماند؛ به خاطر اينكه ريشه‌ها و اصالت‌ها و ساختارهاي اصلي و هويت ملي محفوظ است. هويت ملي هم كه مي‌گوييم، مليت در مقابل دين نيست، بلكه هويت ملي هر ملت، مجموعه‌ي فرهنگ‌ها و باورها و خواست‌ها و آرزوها و رفتارهاي اوست. يك ملت مذهبي، يك ملت موحد، يك ملت مؤمن و يك ملت معتقد به پاكان درگاه الهي و اهل بيت پيغمبر است؛ اين جزو فرهنگ و هويتشان است؛ هويت ملي كه مي‌گوييم، شامل همه‌ي اين‌ها هست؛ اين‌ها را حفظ كنيم. حالا براي تغيير بخش‌هاي غلط، كارهاي غلط و راه‌هاي غلط، تلاش و پويايي لازم است.
ديدار با دانشجويان
 18/08/1385

مردم‌سالاري ديني

مردم‌سالاري در نظام اسلامي، مردم‌سالاري ديني است؛ يعني به نظر اسلام متكي است؛ فقط يك قرارداد عرفي نيست. مراجعه به رأي و اراده و خواست مردم، در آن‌جايي كه اين مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامي به‌وجود مي‌آورد. مثل كشورهاي دمكراتيك غربي نيست كه يك قرارداد عرفي باشد تا بتوانند به‌راحتي آن را نقض كنند. در نظام جمهوري اسلامي، مردم‌سالاري يك وظيفه‌ي ديني است. مسؤولان براي حفظ اين خصوصيت، تعهد ديني دارند و پيش خدا بايد جواب دهند. اين يك اصل بزرگ از اصول امام بزرگوار ماست.
سخنراني در اجتماع زايران حرم امام خميني(ره)
 14/03/1381
 
امروز بهترين چيزي كه ممكن است ما بتوانيم براي تصحيح اخلاق و رفتار و منش خودمان- يعني مسؤولان كشور- ملاك قرار دهيم، مردم‌سالاري ديني است؛ همين چيزي كه بارها گفته‌ايم و تكرار شده است. نبايد اشتباه شود؛ اين مردم‌سالاري به ريشه‌هاي دمكراسي غربي مطلقاً ارتباط ندارد. اين يك چيز ديگر است. مردم‌سالاري ديني دو چيز نيست؛ اين‌طور نيست كه ما دمكراسي را از غرب بگيريم و به دين سنجاق كنيم تا بتوانيم يك مجموعه‌ي كامل داشته باشيم؛ نه. خود اين مردم‌سالاري هم متعلق به دين است.
سخنراني در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام
12/09/1379
 
در منطق اسلام، اداره‌ي امور مردم و جامعه، با هدايت انوار قرآني و احكام الهي است. در قوانين آسماني و الهي قرآن، براي مردم شأن و ارج معين شده است؛ مردم هستند كه انتخاب مي‌كنند و سرنوشت اداره‌ي كشور را به دست مي‌گيرند. اين مردم‌سالاري، راقي‌ترين نوع مردم‌سالاري‌اي است كه امروز دنيا شاهد آن است؛ زيرا مردم‌سالاري در چارچوب احكام و هدايت الهي است. انتخاب مردم است، اما انتخابي كه با قوانين آسماني و مبراي از هرگونه نقص و عيب، توانسته است جهت و راه صحيحي را دنبال كند.
مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري حجت‌الإسلام سيدمحمد خاتمي
 11/05/1380
 
در نظام اسلامي- يعني مردم‌سالاري ديني- مردم انتخاب مي‌كنند، تصميم مي‌گيرند و سرنوشت اداره‌ي كشور را به وسيله‌ي منتخبان خودشان در اختيار دارند؛ اما اين خواست و انتخاب و اراده در سايه‌ي هدايت الهي، هرگز به بيرون جاده‌ي صلاح و فلاح راه نمي‌برد و از صراط مستقيم خارج نمي‌شود. نكته‌ي اصلي در مردم‌سالاري ديني اين است. اين هديه‌ي انقلاب اسلامي به ملت ايران است. اين تجربه‌ي جديد و جواني است؛ اما تجربه‌ي قابل تأمل و پيگيري و قابل تقليدي است براي همه‌ي كساني كه دلشان براي فضيلت‌ها و جامعه‌ي پاك و پاكيزه‌ي انساني مي‌تپد و از جرائم و رذائل اخلاقي و رواج زشتي‌هاي خلقيات بشري رنج مي‌برند.
مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري حجت‌الإسلام سيدمحمد خاتمي
 11/05/1380
 
عدالت اجتماعي

آنچه در دنيا كمياب است- كه اين‌همه دشمني را به خودش جذب كرده- حكومت ارزش‌هاي ديني است؛ پيدا شدن دين است؛ يعني اصرار بر تحقق عدالت اجتماعي. اين‌كه ما مي‌گوييم، شعار نيست؛ حقيقت و هويت ماست. ما اگر دنبال عدالت اجتماعي نباشيم، وجود ما پوچ و بيهوده است و جمهوري اسلامي معني ندارد. بايد عدالت اجتماعي را تحقق ببخشيم؛ بايد ارزش‌هاي اسلامي را در جامعه پياده كنيم؛ بايد جامعه را، جامعه‌ي ديني و اسلامي كنيم.
ديدار با مسؤولان نظام
 06/08/1383

عدالت به معناي يكسان بودن همه‌ي برخورداري‌ها نيست؛ به معناي يكسان بودن فرصت‌هاست؛ يكسان بودن حقوق است. همه بايد بتوانند از فرصت‌هاي حركت و پيشرفت بهره‌مند شوند. بايد سرپنجه‌ي عدالت گريبان ستمگران و متجاوزان از حدود را بگيرد و مردم به اين، اطمينان پيدا كنند.
ديدار با مردم شاهرود
 20/08/1385
 
بديهي است كه بدون معنويت و بدون عقلانيت، عدالت تحقق پيدا نمي‌كند؛ اين را قبلاً هم عرض كرده‌ايم. اگر معنويت نشد، عدالت تبديل مي‌شود به ظاهرسازي و رياكاري؛ اگر عقلانيت نشد، عدالت اصلاً تحقق پيدا نمي‌كند و آن چيزي كه انسان تصور مي‌كند عدالت است، مي‌آيد و جاي عدالت واقعي را مي‌گيرد. بنابراين معنويت و عقلانيت در تحقق عدالت شرط است. اما بدون عدالت، پيشرفت مفهومي ندارد و بدون پيشرفت هم عدالت مفهوم درستي پيدا نمي‌كند؛ بايد هم پيشرفت باشد و هم عدالت. اگر بخواهيد الگو بشويد و اين كشور براي كشورهاي اسلامي الگو بشود، بايستي گفتمان حقيقي و هدف والايي كه همه براي او كار مي‌كنند، اين باشد.
ديدار رئيس‌جمهوري و اعضاي هيئت دولت
02/06/1387

آنچه كه در اين بين بايستي با وسواس و دقت دنبالش باشيد، مسأله‌ي «عدالت اجتماعي» است كه با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضي اين طور تصور مي‌كردند- شايد حالا هم تصور كنند- كه ما بايستي دوره‌اي را صرف رشد و توسعه كنيم و وقتي كه به آن نقطه‌ي مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعي مي‌پردازيم. اين فكر اسلامي نيست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه‌ي عدالت است. آن روزي كه در كشور عدالت اجتماعي نباشد، اگر بتوانيم بايد آن روز را تحمل نكنيم. اگر مي‌بينيد كه در كشور هنوز تفاوت و فاصله‌ي طبقاتي وجود دارد و هنوز كساني در فقر و محروميت هستند، به خاطر اين است كه مسؤولان كشور بيش از اين نمي‌توانند. خرابي‌اي كه در ساليان طولاني به وجود آمده، عميق‌تر و بيشتر از آن است كه در طول اين مدت كوتاه بشود آن را برطرف كرد، والا اگر بتوانيم يك روز هم نبايد تحمل كنيم.
ديدار با رئيس‌جمهور و هيأت وزيران
08/06/1374

آزادي‌هاي مشروع

اسلام، آزادي را امر فطري انسان مي‌داند. بله؛ يك حق است، اما حقي برتر از ساير حقوق؛ مثل حق‌ حيات، حق‌ زندگي كردن. همچنان كه حق‌ زندگي كردن را نمي‌شود در رديف حق‌ مسكن و حق‌ انتخاب و... گذاشت- برتر از اين حرف‌هاست، زمينه‌ي همه‌ي اين‌هاست- آزادي هم همين‌طور است. اين، نظر اسلام است. در اسلام، «آزادي» ريشه‌ي الهي دارد. خود اين، يك تفاوت اساسي است و منشأ بسياري از تفاوت‌هاي ديگر مي‌شود. بنابر منطق اسلام، حركت عليه آزادي، حركت عليه يك پديده‌ي الهي است؛ يعني در طرف مقابل، يك تكليف ديني به‌وجود مي‌آورد. تفاوت ديگر اين است كه آزادي در تفكر ليبراليسم غربي، با «تكليف» منافات دارد. آزادي، يعني آزادي از تكليف نيز. در اسلام، آزادي آن روي سكه‌ي «تكليف» است. اصلاً انسان‌ها آزادند، چون مكلفند. اگر مكلف نبودند، آزادي لزومي نداشت؛ مثل فرشتگان بودند.
مراسم فارغ‌التحصيلي گروهي از دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس
 12/06/1377
 
آزادي، هم دادني است، هم گرفتني است، هم آموختني است. «آزادي دادني است» يعني چه؟ يعني مسؤولان حكومت‌ها اجازه ندارند حق طبيعي آزادي- يعني آزادي‌هاي قانوني- را از كسي سلب كنند. البته اين لطفي نيست كه حكومت‌ها مي‌كنند؛ بايد آزادي را بدهند و اين يك وظيفه و تكليف است. «آزادي گرفتني است»، يعني هر انسان آگاه و باشعوري در جامعه بايد با حق آزادي و حدود خودش آشنا باشد و آن را مطالبه كند و بخواهد. و اما «آزادي آموختني است»، يعني آزادي آداب و فرهنگي دارد كه بايد آن را آموخت. بدون فرهنگ و ادب آزادي، اين نعمت بزرگ براي هيچ‌كس و هيچ جامعه‌اي- چنان كه شايسته است- فراهم نخواهد شد. اگر در جامعه، ادب آزادي وجود نداشته باشد و افراد چگونگي استفاده‌ي از آن را ندانند، مطمئن باشند آزادي را- كه براي يك جامعه‌ي فعال و كوشا و پيشرو يك ضرورت است- از دست خواهند داد و از نظر اسلام اين براي يك جامعه فاجعه است... با آزادي نبايد بازي كرد. كساني كه نام آزادي را مي‌آورند، ولي به فرهنگ آزادي مطلقاً پايبند و متعهد نيستند، به آزادي ضربه مي‌زنند. اين‌ها طرفدار آزادي نيستند. اين‌ها به آزادي خيانت مي‌كنند. آزادي نبايد وسيله‌ي قانون‌شكني و تيشه زدن به ريشه‌ي نظام جمهوري اسلامي باشد.
پرسش و پاسخ در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتي امير كبير
09/12/1379
 
آزادي درست و آزادي معقول، مهم‌ترين هديه‌ي دين به يك ملت و به يك جامعه است. به بركت آزادي است كه انديشه‌ها رشد پيدا مي‌كند و استعدادها شكوفا مي‌شود. استبداد، ضد استعداد است. هرجا استبداد باشد، شكوفايي استعداد نيست. اسلام، شكوفايي انسان‌ها را مي‌خواهد. منابع عظيم انساني بايستي مثل منابع طبيعي استخراج شوند، تا بتوانند دنيا را آباد كنند. بدون آزادي مگر ممكن است؟ با امر و نهي مگر ممكن است؟ بنابراين، اين فكر هم غلط است كه كساني اين‌گونه فكر كنند. اين دو دسته‌ي غرب‌گرايان و احتياط‌كنان- اين‌طوري اسمشان را بگذاريم- در واقع بدون اين‌كه خودشان بدانند، با هم هم‌دستي مي‌كنند تا مفهوم «آزادي» را كاملاً از حوزه‌ي اسلامي خارج كنند؛ در حالي كه چنين چيزي نيست و مفهوم «آزادي» يك مفهوم اسلامي است.
مراسم فارغ‌التحصيلي گروهي از دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس
 12/06/1377
 
حفظ كرامت و حقوق انسان‌ها

امروز در بعضي از گفته‌ها و اظهارات، راجع به شأن و شخصيت و شرف و كرامت انسان در جامعه حرف زده مي‌شود. اين بلاشك از اصول اسلامي است؛ اما كدام نقض كرامت انساني بالاتر از اين‌كه انساني، رئيس عائله‌اي، پدر خانواده‌اي، در جامعه‌اي كه در آن همه‌چيز هم هست، نتواند اوليات زندگي فرزندان خودش را تأمين كند؟! كدام تحقير از اين بالاتر است؟! كدام نقض شخصيت و شرف و كرامت انساني از اين بالاتر است؟! صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام! يك‌وقت در جامعه گوشت و ميوه نيست، من و شما هم نمي‌خوريم؛ يك‌وقت در جامعه امكانات رفاهي نيست، من و شما هم استفاده نمي‌كنيم؛ يك وقت ايام عيد كه مي‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمي‌كنند. در اين حالت كسي احساس سرشكستگي نمي‌كند- البلية إذا عمت طابت- اما وقتي همه‌چيز هست، وقتي كساني در جامعه با استفاده از فرصت‌هاي نامشروع توانسته‌اند براي خودشان آلاف و الوف و زندگي‌هاي تجملي فراهم كنند، وقتي طبقاتي در جامعه هستند كه برايشان پول خرج كردن هيچ اهميتي ندارد، جمع كثيري از مردم كه در بين آن‌ها رزمندگان و عناصر نظامي و كارمندان دولت و معلمان و روستاييان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنير بچه‌هايشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصيت و شرف انساني از اين بالاتر است؟! شما مي‌خواهيد جواب چه كسي را بدهيد؟ شما مي‌خواهيد دل چه كسي را خوش كنيد؟ شما مي‌خواهيد چه كسي از شما راضي باشد؟
ديدار با نمايندگان دوره‌ي ششم مجلس شوراي اسلامي
 29/03/1379

…شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم كرامت انسان، هم تعيين‌كننده بودن اراده‌ي انسان. در مكتب سياسي امام، هويت انساني، هم ارزشمند و داراي كرامت است، هم قدرتمند و كارساز است. نتيجه‌ي ارزشمندي و كرامت داشتن اين است كه در اداره‌ي سرنوشت بشر و يك جامعه، آراء مردم بايد نقش اساسي ايفا كند.
مراسم پانزدهمين سالگرد ارتحال امام خميني(ره)
 14/03/1383
 
امنيت اجتماعي و قضايي

امنيت، يكي از اساسي‌ترين و اصلي‌ترين نيازهاي يك ملت و يك كشور است. مهم‌ترين مشكل براي يك كشور وقتي به‌وجود مي‌آيد كه در محيط كار، در محيط زندگي، در محيط تحصيل و در فضاي عمومي جامعه، مردم احساس امنيت نكنند. اين‌جاست كه مغزهاي فعال، دست‌هاي توانا و سرانگشتان ماهر، هيچ‌يك نخواهند توانست مسؤوليت مهمي را كه هر كدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضاي امنيت است كه هم تلاش علمي، هم تلاش اقتصادي، هم روحيه و نشاط و هم همه‌ي فعاليت‌هاي يك كشور مي‌تواند به‌درستي برنامه‌ريزي شود و با دقت دنبال گردد و به نتايج خود برسد.
مراسم فارغ‌التحصيلي جمعي از پرسنل نيروي انتظامي
 18/07/1379
 
امنيت مقوله‌اي است كه هم كاملاً واقعي و ملموس و هم بسيار گسترده‌ است. وقتي امنيت وجود دارد، ممكن است كسي آن را احساس نكند؛ مثل سلامتي كه وقتي هست، شما آن را احساس نمي‌كنيد؛ اما به مجرد اين‌كه خداي نكرده سرتان درد گرفت، آن‌گاه مي‌فهميد كه سلامتي يعني چه. فرمود: «نعمتان مكفورتان الصحة و الأمان». به مجرد اين‌كه گوشه‌اي از امنيت مخدوش شود، اثر آن در زندگي مردم منعكس مي‌گردد. بنابراين امنيت، كاملاً عيني و واقعي است و با ذهنيات نمي‌شود آن را تأمين كرد. اين فلسفه‌بافي‌هاي ذهني‌اي كه گاهي مشاهده مي‌شود، باب محافل روشنفكري، يا حداكثر باب جلسات كارشناسي است كه بنشينند راجع به ابعاد ذهني يك مسأله بحث كنند. مردم واقعيت امنيت را مي‌خواهند؛ آن هم در همان پهنه‌ي گسترده؛ يعني امنيت در محيط كار، در خانه، براي بچه‌هايشان در مدرسه، براي بچه‌هايشان در ميدان فوتبال، امنيت براي جاده‌ها، روستاها، شهرها و خيابان‌ها. تأمين امنيت، باري كاملاً سنگين و بسيار جدي است و اين بار متوجه شماست.
سخنراني در ديدار اعضاي شوراي تأمين استان‌ها
 25/11/1379

براي ايجاد امنيت بايد هدف‌گذاري كنيد؛ بر اساس هدف‌گذاري، برنامه‌ريزي كنيد؛ بر اساس برنامه‌ريزي، عمل كنيد؛ بعد عمل خودتان را اندازه‌گيري كنيد؛ آن‌هم نه اندازه‌گيري زباني، بلكه اندازه‌گيري با شاخص. در مقام حرف، همه مي‌توانند بگويند ما امنيت را برقرار كرديم، يا ناامني مستقر است؛ اما شما با آمارهاي دقيق و صحيح، اول براي خودتان مشخص كنيد تا بفهميد كجاي راه و كجاي ميدان قرار داريد.
سخنراني در ديدار اعضاي شوراي تأمين استان‌ها
 25/11/1379

مسأله‌ي امنيت قضايي هم كه در برخورد و مراجعه و مواجهه با دستگاه قضا، مردم احساس امنيت كنند، بسيار مهم است. اين نگاه بسيار دقيق و حساس و جستجوگر را در درون قوه‌ي قضاييه مي‌طلبد. بحمدالله ما در قوه‌ي قضاييه، قضات پاكدامن، شريف، دانا، مسلط بر كار و باوجدان خيلي داريم. الحمدلله بدنه‌ي قوه‌ي قضاييه، بدنه‌ي بسيار خوبي است؛ منتها در هر مجموعه‌اي بايد هميشه انسان اين بيم را داشته باشد كه آدم‌هاي سست بنياد، سست عقيده و سست عمل حضور دارند. از اين احتمال نبايد صرف‌نظر كرد؛ بايد دائم مثل دوربيني كه با نورافكن محوطه‌اي را جستجو مي‌كند، چشم‌هاي جستجوگر مسؤولان عالي‌ قوه، در داخل قوه‌ي قضاييه جستجو كند؛ آن‌گاه امنيت قضايي به معناي واقعي كلمه به‌وجود آيد. اگر امنيت قضايي به‌وجود آمد، امنيت سياسي، امنيت اجتماعي، امنيت اقتصادي، امنيت اخلاقي و امنيت فرهنگي هم به وجود خواهد آمد.
ديدار با مسؤولان، قضات و كاركنان قوه‌ي قضاييه
 07/04/1382

 
سرمايه اجتماعي

جمعيت جوان و با استعداد ما، يك فرصت ديگر است. مايه‌ي تأسف است كه بعضي‌ها از كثرت افراد جوان در كشور ما به‌عنوان يك نعمت ياد نمي‌كنند؛ در حالي‌كه اين بزرگ‌ترين سرمايه است. اين‌همه جوان تشنه‌ي كار و فعاليت، چيز بسيار باارزشي است.
ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام
 15/05/1382
 
تكيه‌ي نظام اسلامي به قدرت مردم است. قدرت مردم هم با ايمان آن‌هاست؛ اگر مؤمن باشند، دفاع خواهند كرد؛ اما اگر پايه‌ي ايمان سست شد، اين پشتيباني و اين دفاع به مرور از بين خواهد رفت. بنابراين چيزي كه ايمان و اعتقاد راسخ مردم را هدف گرفته است، نبايد دست‌كم گرفت.
سخنراني در ديدار اعضاي مجلس خبرگان
 15/06/1380
 
سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي

اگر اين ملت مي‌خواهد در مقابل تهديدها با قدرت بايستد، بايد بخش‌هاي مختلف، حركت سازنده را ادامه دهند و نيروهاي مسلح ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران، در بخش‌هاي گوناگون، روزبه‌روز خود را تقويت كنند. ملتي كه نمي‌تواند از خودش دفاع كند، دشمن را نسبت به خود جري و گستاخ خواهد كرد. ما بايد بتوانيم از خودمان دفاع كنيم تا دشمن احساس كند كه به اين ملت نمي‌شود زور گفت و بر آن چيزي را تحميل كرد... عزيزان من! اين نكات را به گوش بگيريد! كار را- به فضل پروردگار- با قدرت به پيش ببريد. روزبه‌روز بر كيفيت خودتان بيفزاييد و بدانيد: هركس كه براي كيفيت ارتش يا ساير نيروهاي مسلح تلاش كند، حركت انقلابي و حسنه انجام داده است. هركس هم در جهت از دست رفتن كيفيت در ارتش يا ديگر نيروهاي مسلح تلاش كند، به سود دشمن كار كرده و دل او را شاد نموده است.
سخنراني در مانور بزرگ ولايت
 03/03/1375
 
دوران هشت‌ساله‌ي جنگ و دو سال حالت نه جنگ و نه صلح در زندگي ملت ما، تجربه‌هاي بسيار كم‌نظير و كمياب و آموزنده‌اي هستند؛ از آن‌ها بايد درس گرفت و نبايد آن‌ها را فراموش كرد. روزبه‌روز و ساعت‌به‌ساعت آن ساليان دشوار، براي ما درس است؛ اما در عين استفاده از آن تجربه‌ها، امروز همه‌ي ابتكار و تلاش و مديريت مديران نيروهاي مسلح- چه ارتش و چه سپاه- بايد در ايجاد يك نظم و ترتيب و كيفيت بخشيدن و آماده‌سازي كامل نيروهاي مسلح صرف بشود، تا همواره قدرت دفاعي ملت در چشم دشمنان و همچنين در چشم دوستان- كه از قدرت جمهوري اسلامي احساس قدرت مي‌كنند- در اوج قدرت باقي بماند.
سخنراني در جمع دانشجويان و فارغ‌التحصيلان دانشگاه علوم نظامي
 14/07/1369
 
نهاد مستحكم خانواده

مسأله‌ي مادري، مسأله‌ي همسري، مسأله‌ي خانه و خانواده، مسائل بسيار اساسي و حياتي است. در همه‌ي طرح‌هايي كه ما داريم، بايستي «خانواده» مبنا باشد. يعني شما اگر بزرگترين متخصص پزشكي يا هر رشته‌ي ديگري بشويد، چنانچه زن خانه نباشيد، اين براي شما يك نقص است. كدبانوي خانه شما بايد باشيد؛ اصلاً محور اين است. اگر بخواهيم تشبيه ناقصي بكنيم، بايد به ملكه‌ي زنبور عسل تشبيه كنيم.
كانون خانواده، جايي است كه عواطف و احساسات بايد در آن‌جا رشد و بالندگي پيدا كند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببينند؛ شوهر كه مرد است و طبيعت مرد، طبيعت خام‌تري نسبت به زن است و در ميدان خاصي، شكننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است- حتي نه نوازش مادر- بايد نوازش ببيند. براي يك مرد بزرگ، اين همسر كاري را مي‌كند كه مادر براي يك بچه‌ي كوچك آن كار را مي‌كند؛ و زنان دقيق و ظريف، به اين نكته آشنا هستند. اگر اين احساسات و اين عواطف محتاج وجود يك محور اصلي در خانه- كه آن، خانم و كدبانوي خانه است- نباشد، خانواده يك شكل بدون معنا خواهد بود.
ديدار با اعضاي شوراي فرهنگي، اجتماعي زنان و جمعي از زنان پزشك متخصص
 04/10/1370
 
تبرج، يعني همان خودنمايي زنان در مقابل مردان، براي جذب و فتنه‌انگيزي. اين، يك نوع فتنه است و خيلي اشكالات دارد. اشكالش فقط اين نيست كه اين دختر جوان، يا اين پسر جوان به گناه مي‌افتند- اين اوليش است؛ شايد بتوانم بگويم كوچك‌ترينش است- دنباله‌اش به خانواده‌ها مي‌رسد. اساساً آن‌گونه رابطه‌ي بي‌قيد و شرط و بي‌قيد و بند، براي بناي خانواده سم‌ مهلك است؛ چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بناي خانواده با عشق است. اگر اين عشق- عشق به زيبايي، عشق به جنس مخالف- در صد جاي ديگر تأمين شد، ديگر آن پشتوانه‌ي قوي‌اي كه استحكام خانواده بايد داشته باشد، از بين خواهد رفت و خانواده‌ها متزلزل مي‌شود و به همين وضعي درمي‌آيد كه امروز متأسفانه در كشورهاي غربي هست؛ به‌خصوص در كشورهاي اروپاي شمالي و امريكا.
گفت و شنود در ديدار جمعي از جوانان به مناسبت هفته‌ي جوان
 07/02/1377
 
به دور از فقر و تبعيض

«اللهم أغن كل فقير. اللهم اشبع كل جائع. اللهم اكس كل عريان». اين دعا فقط براي خواندن نيست؛ براي اين است كه همه خود را براي مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهره‌ي محرومان و مستضعفان موظف بدانند. اين مبارزه، يك وظيفه‌ي همگاني است. در آيات قرآن مي‌خوانيم: «أرأيت الذي يكذب بالدين. فذلك الذي يدعّ اليتيم؛ و لايحض علي طعام المسكين». يكي از نشانه‌هاي تكذيب دين اين است كه انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بي‌تفاوت باشد و احساس مسؤوليت نكند.
خطبه‌هاي نماز عيد فطر
 15/09/1381

مردم به دنبال عدالت و رفع شكاف طبقاتي و رفع فقر بودند. اين هم يكي از ارزش‌هايي بود كه مردم دنبالش بودند. اين مقوله‌ي ديگري غير از عدالت است. در جامعه، كسي يا مجموعه‌اي در اوج غنا و برخورداري؛ اما يك عده‌ي ديگر از اوليات زندگي محروم. اين چيزي است كه هركسي از آن مشمئز مي‌شود و آن را نمي‌پسندد. مردم به دنبال رفع شكاف طبقاتي و نزديك كردن فاصله‌ها بودند. ما مثل كمونيست‌ها ادعا نمي‌كرديم كه همه بيايند نان‌خور دولت شوند و ما به همه حقوق مساوي بدهيم؛ نه. اما شكاف طبقاتي به اين صورت و با اين عمق، براي مردم و انقلابيون مسلمان و براي رهبر آن‌ها قابل قبول نبود.
خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي تهران
 23/02/1379
 
مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالت‌خواهي است. اين، پايه‌ي مشروعيت ماست. الان درباره‌ي مشروعيت حرف‌هاي زيادي زده مي‌شود، بنده هم از اين حرف‌ها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اين‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعني هرچه اختيار دارم و هرچه تصرف كنم، تصرف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همين‌طور. ما براي عدالت و رفع تبعيض آمده‌ايم. ما آمده‌ايم جامعه را از مواهب الهي خودش- كه مهم‌ترين مواهب الهي در عدالت وجود دارد- و همچنين مواهب اخلاقي و معنوي برخوردار كنيم. البته معناي اين حرف اين نيست كه ما از زندگي دنيايي مردم غفلت كنيم.
ديدار با اعضاي هيأت دولت
 05/06/1382
 
محيط زيست مطلوب

نگاه اسلام به طبيعت و محيط- اعم از جان‌دار و بي‌جان- عاطفي، اخلاقي، معنوي و هدايت‌گرانه است و برخورداري از مواهب طبيعي نيز بر پايه‌ي اصولي متين، عادلانه، حكيمانه، متوازن و سازنده استوار گرديده است. هدف متعالي اسلام برخوردار ساختن همه‌ي نسل‌ها از نعمت‌هاي الهي و ايجاد جامعه‌اي سالم و به‌دور از فاصله‌ي طبقاتي و مستعد براي رشد و شكوفائي است و الزمات شرعي براي حفظ تعادل و توازن در استفاده از مواهب طبيعي با پرهيز از زياده‌روي و مقيد به عدم اضرار به غير فراهم آورده است.
پيام به مناسبت برگزاري همايش حقوق محيط زيست ايران
 20/03/1382
 
براي ما مسأله‌ي محيط زيست يا حفظ منابع طبيعي، مسأله‌اي تجملاتي و درجه‌ي دو نيست؛ يك مسأله‌ي حياتي است. در تلاش ما براي توسعه‌ي كشور، اولويت بايد در اين بخش باشد. تكيه هم بايد روي اين بخش باشد. حتي گرايش به صنعت بايد با توجه به اين بخش باشد تا كشور بتواند استفاده كند؛ تا ما كه كشوري هستيم به‌طور طبيعي از طبيعت خوب و مناسب برخوردار- به‌هرحال امكانات اقليمي هست و آنچه تخريب شده است، به‌دست بشر تخريب شده است- بتوانيم از اين امكانات استفاده كرده و آن‌ها را زياد كنيم و نگذاريم آن منابع از بين برود.
سخنان در ديدار وزير و مسؤولان جهاد سازندگي در هفته‌ي منابع طبيعي
 14/12/1377
 
شيوه‌هاي ناصحيح و غير عادلانه در تعامل با طبيعت و آلوده ساختن محيط زيست در كشورمان نشان‌دهنده‌ي فقدان آگاهي‌هاي زيست‌محيطي و ضعف ‌ساز و كارهاي قانوني در صيانت از محيط زيست و جلوگيري از آلوده ساختن آن است. براي از بين بردند اين نقيصه‌ي بزرگ و اساسي بايد آگاهي افراد نسبت به مسائل زيست محيطي افزايش يابد و مديريت‌هاي كلان در ايجاد ساختار مناسب همراه با الزامات قانوني براي رعايت حقوق عمومي تلاش كنند و انگيزه‌ها و حساسيت‌ها را براي مقابله با آلاينده‌ها بالا ببرند.
پيام به مناسبت برگزاري همايش حقوق محيط زيست ايران
 20/03/1382
 
روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي

روح همكاري و همياري در ميان ملت ما- كه سنت قديمي و دستور عالي اسلام است- چيز بسيار ارزشمندي است؛ آن را حفظ كنيد و به‌خصوص در ايام عيد و ايام ماه مبارك رمضان، آن را بيشتر اهميت بدهيد. روحيه‌ي مردم‌دوستي، روحيه‌ي ايثار و از خودگذشتگي، براي ديگران فكر كردن و كار كردن، روحيه‌اي است كه ملت ما را به نتايج و غايات اين حركت خواهد رسانيد.
پيام به ملت شريف ايران، به مناسبت حلول سال نو
01/01/1370
 
از لحاظ ساخت و ارتباطات اجتماعي مردم در زمينه‌ي اقتصاد و بقيه‌ي موارد، ارتباط مردم با يكديگر، بايد ارتباطات سالم، قوي و نشان‌دهنده‌ي پيشرفت و شكوفايي باشد؛ بايد استعدادها در آن جامعه بشكفد. همه‌ي انسان‌ها بتوانند در آن با توان خداداده‌ي خود در پيشبرد اهداف زندگي، به يكديگر كمك و با هم همكاري كنند.
ديدار با مردم شاهرود
 20/08/1385
 
{مردم بايد} وحدت و يگانگي و همدلي ميان خود را هم يك اصل مسلم و تخلف‌ناپذير بدانند. بدانيد اين ملتي كه اراده و ايمان خود را معيار كار خود قرار داده و به كار گرفته است، اين ملتي كه هويت خود را شناخته و به آن تكيه كرده است، سرنوشت او جز عزت و سربلندي و اقتدار روزافزون، چيز ديگري نيست. در راه رسيدن به اين قله‌ي پرشكوه، بايد همه با هم همكاري كنند؛ همه به يكديگر نيروي بيشتر بدمند: «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».
ديدار با نظاميان
 20/08/1385

مفتخر به ايراني بودن

ما ايراني هستيم و بايد ايراني بمانيم. ما مسلمانيم و بايد مسلمان باشيم. آن‌ها بيشتر از ما علم دارند؛ خوب، ما مي‌رويم علمشان را ياد مي‌گيريم؛ چرا بايد عادات و فرهنگ و رفتار و آداب معاشرت آن‌ها را ياد بگيريم؛ اين چه منطق غلطي است؟ چون آن‌ها به دليلي بايد چيزي به نام كراوات دور گردنشان ببندند- كه البته ما نمي‌گوييم شما چرا كراوات مي‌بنديد؛ كراوات مال آن‌هاست- آيا ما هم بايد از آن‌ها تقليد كنيم؟ منطق ما براي اين‌كار چيست؟ چرا ما لباس و رفتار و آداب معاشرت و حرف زدن و حتي لهجه‌ي آن‌ها را تقليد كنيم؟ من گاهي مي‌بينم در تلويزيون گزارشگر ما از فلان نقطه‌ي دنيا دارد به زبان فارسي گزارش مي‌دهد و مطلب مربوط به ايران است اما زبان فارسي را طوري حرف مي‌زند مثل اين‌كه يك انگليسي دارد به زبان فارسي حرف مي‌زند! اين، ضعف نفس و احساس حقارت است؛ چرا من بايد به‌خاطر ايراني بودنم احساس حقارت كنم؟ من به زبان خودم افتخار مي‌كنم؛ من به فرهنگ خودم افتخار مي‌كنم؛ من به وطن و كشور و گذشته‌ي خودم افتخار مي‌كنم؛ چرا بايد از آن‌ها تقليد كنم؟ براي تقليد از آن‌ها دليلي ندارم.
ديدار با جوانان، معلمان و دانشجويان دانشگاه‌هاي استان همدان
17/04/1383
 
شما هرجا نگاه مي‌كنيد، تبليغات قوم‌گرايي و مبالغه در اين مسأله را مشاهده مي‌كنيد. اگر كاوش كنيد، دست دشمن را در آن‌جا خواهيد ديد. دشمن اين را مي‌خواست؛ اما غافل بود كه ملت ايران پيش از همه چيز، ايراني است. ترك و فارس و كرد و عرب و بقيه‌ي اقوام ايراني، افتخار مي‌كنند كه فرزند «ايران اسلامي» هستند كه پرچم اسلام را در دنيا بر افراشته است.
سخنراني در جمع مردم اروميه
27/06/1375

جنبش نرم‌افزاري و توليد علم

بنده چند سالي است كه مسأله‌ي نهضت نرم‌افزاري را در محيط علمي كشور مطرح كرده‌ام. اين، يعني چه؟ يعني ما نبايد به فراگيري قانع باشيم؛ بايد هدف تحقيق و آموزش ما توليد علم باشد؛ يعني رسيدن به آن‌جايي كه نوآوري‌هاي علمي در فضاي موجود بشري، از آن‌جا شروع مي‌شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به كساني كه دانش را در دنيا توليد كردند، گسترش دادند، پيش بردند و بر اساس دانش، فن‌اوري‌هاي پيچيده را به‌وجود آوردند، كمبود نداريم. البته توليد علم به معناي اين نيست كه ما ترجمه و فراگيري را نفي كنيم؛ نه، آن هم لازم است، بلكه من مي‌گويم در ترجمه و فراگيري نبايد توقف كرد.
ديدار با جمعي از استادان دانشگاه‌هاي سراسر كشور
 08/08/1382
 
توليد علم- يعني شكستن مرزهاي علم و پيشرفت كردن- با تحصيل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولي را نياز داريم. نه اين‌كه به دومي نياز نيست، اما دومي كافي نيست. اين‌كه نوشته و تحقيق و فرآورده‌ي ذهن دانشمندان در زمينه‌ي علوم مختلف- چه علوم انساني، چه علوم تجربي- بيايد و خوب دانسته شود و همين‌ها محور تشخيص و معرفت‌ نهايي انسان شود، چيز مطلوبي نيست. ما مي‌بينيم كه در زمينه‌هاي مختلف، تحقيق و پژوهش و رسيدن به نظريه در دنياي مادي و دنياي غرب، مبناي قابل قبول و مورد اعتمادي نبوده؛ به‌خصوص در زمينه‌ي علوم انساني، كه در علوم تجربي و در فناوري هم اثر خودش را نشان مي‌دهد. نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگي بشر، به عالم طبيعت و به عالم وجود، نگاهي است كه معرفت نويني را در اختيار انسان مي‌گذارد.
سخنراني در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها
 26/9/1383
 
يك ملت، با اقتدار علمي است كه مي‌تواند سخن خود را به گوش همه‌ي افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمي است كه مي‌تواند سياست برتر و دست والا را در دنياي سياسي حائز شود. اقتصاد هم به دنبال اين‌ها به دست مي‌آيد؛ پول تابع توانايي‌هاست. امروز اين‌طوري است؛ علم را مي‌شود به پول تبديل كرد و از لحاظ اقتصادي هم قوي شد. اين، جايگاه علم است.
ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(عليه‌السلام)
29/10/1374

نبايد ما در مسئله‌ي علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگي ايجاد بشود، يك پيشرفت‌هايي پيدا خواهد شد؛ در اين شكي نيست؛ ليكن دنباله‌روي، نداشتن ابتكار، زير دست بودن معنوي، لازمه‌ي قطعي اين چنين پيشروي‌اي است؛ و اين جايز نيست. بنابراين، ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم. هر پله‌اي از پله‌ها كه انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده مي‌كند براي برداشتن گام بعدي و رفتن به يك پله‌ي بالاتر. اين حركت را بايستي ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‌ي از منابع فكري و ذخائر ميراث فرهنگي خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم.
ديدار جمعي از برجستگان و نخبگان علمي و اساتيد دانشگاه‌ها
 03/07/1387
 
الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام

امروز دنياي اسلام احساس مي‌كند به يكپارچگي احتياج دارد. سران اسلامي بايد همت كنند. ما در جمهوري اسلامي وظيفه‌ي سنگيني بر دوش داريم. امروز چشم دنياي اسلام به ملت ايران است. هر حادثه‌اي كه در ايران به‌وجود آيد- اعم از حوادث مثبت يا منفي- ملت‌هاي مسلمان به سوي آن گردن مي‌كشند و با دقت آن را مورد مطالعه قرار مي‌دهند؛ از آنچه نشانه‌ي پيروزي و موفقيت ملت ايران است، عميقاً شادمان و از آنچه از آن احساس خطر شود، به‌شدت نگران مي‌شوند. اين امروز تقريباً در همه‌جاي دنياي اسلام- به‌خصوص ميان قشرهاي آگاه و روشنفكر- عمومي است.
خطبه‌هاي نماز عيد فطر
15/9/1381
 
اصول عزت، حكمت و مصلحت

عزت و حكمت و مصلحت، يك مثلث الزامي براي چارچوب ارتباطات بين‌المللي ماست. عزت: «الاسلام يعلو و لايعلي عليه»، «لن يجعل الله للكافرين علي‌المؤمنين سبيلاً». ما نمي‌خواهيم عزتمان را با تكيه بر نژاد و ناسيوناليسم و حرف‌هايي كه متأسفانه همه‌ي دنيا با تكيه به آن‌ها دور خودشان يك حصار مي‌كشند، ثابت كنيم... نه! ما براي خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ايمان توحيدي- كه خاصيت و شاخصه‌ي تفكر اسلامي است- و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلايق الهي و لزوم خدمت به آن‌ها قايليم. هر ملتي ذخيره‌اي دارد. ملت ما هم ذخاير خيلي فراواني دارد؛ ذخاير فرهنگي، پرونده‌ي بسيار درخشان در صحنه‌ي علم جهاني، در صحنه‌ي سياست جهاني، در صحنه‌هاي گوناگون. ما بناي فخرفروشي نداريم. اگر خوبي، براي خودت هستي؛ اگر پولداري، براي خودت هستي؛ اگر قدرتمندي، براي خودت هستي؛ ارتباطاتت با ما، ارتباطات و علايق انسان با انسان است. بنابراين، عزت يعني تحميل هيچ‌كس را قبول نكردن.

حكمت، يعني حكيمانه و سنجيده كار كردن. هيچ‌گونه نسنجيدگي را نبايد در اظهارات ديپلماتيك و هرآنچه كه مربوط به سياست خارجي و ارتباطات جهاني است، راه داد. همه‌چيز بايد سنجيده باشد. آدم نبايد هرچه به دهانش آمد، بگويد. بايد ملاحظه كنيم كه آيا اين سخن با موازين منطق و خرد منطبق است، يا منطبق نيست. اگر منطبق نيست، آن را كنترل كنيم. بايد حكيمانه برخورد كنيم. فقط در حرف زدن نيست؛ در معاشرت‌ها و برخوردها هم بايد حكيمانه برخورد كرد. البته حكمت، به معناي نگفتن نيست. بعضي مي‌گويند حالا كه حرف نسنجيده نبايد زد، پس چرا بايد حرف زد؟! گويي كه هيچ‌ كار سنجيده نمي‌شود كرد! نه، اگر گفتيم ما بايد حكيمانه كار كنيم، معنايش اين نيست كه پس كار نكنيم، تماس نگيريم، حركت نكنيم، حرف نزنيم، مبادا غيرحكيمانه درآيد!

مراد، مصلحت شخص من و شما نيست، كه اگر ما اين اقدام را كرديم، ممكن است برايمان گران تمام بشود. نه، گران هم كه تمام بشود، مگر ما كه هستيم؟ اگر كاري به مصلحت كشور و به مصلحت انقلاب است، ولي به مصلحت شخص من نيست، گو مباش؛ چه اهميتي دارد؟ مصلحت، يعني مصلحت انقلاب، و اين مصلحت همه‌جانبه است؛ يعني از رفتار شخصي ما شروع مي‌شود.
سخنراني در ديدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و كارداران جمهوري اسلامي ايران
18/04/1370

 
  اخبار مرتبط
  متن کامل سند چشم انداز بیست‌ساله
  با این وضع به افق 1404 نمی‌رسیم!
  حالا زمان تدوین سند چشم انداز 50 ساله است!
  سند منگوله‌دار بیست ساله
  سندی که دیده نشده است
  ارسال نظر
نام :
ایمیل :  نمایش برای همه ؟
کد امنیتی : اگر عدد را نممی بینید ، صفحه را ریفرش کنید :  
نظر شما در مورد این خبر :
  عناوین ویژه »

تولید نفت در افق 1404 از 5 میلیون بشكه در روز فراتر می‌رود
101 سال از عمر توليد نفت در كشور ما مي‌گذرد و تاكنون 68 ميليارد بشكه نفت استخراج شده و بر اساس سند چشم انداز 20 ساله در افق 1404 بايد توليد نفت را به 5 ميليون و 300 هزار بشكه در روز برسانيم.

اقتصاد ملی و سند چشم‏ انداز 20 ساله
نويسنده‌ي اين مقاله، با تشريح چشم‏انداز بيست ساله‌ي اقتصاد ملي كشور به مقايسه اقتصاد ايران قبل و بعد از انقلاب، طبق ديدگاه‌هاي امام خميني مي‌پردازد.

آفتاب گرم و گیرای ایران 1404
17سال، واقع‌بينانه‌ترش مي‌شود 16سال. به عبارتي چهار دوره رياست جمهوري. 16سال تا آفتاب گرم و گيراي ايران 1404. چهار دوره تا ايران 46 ساله با انقلابي يگانه و به عمر نيم قرن...

با روند موجود تحقق چشم انداز امكان پذیر نیست!
ميرحسين موسوي با اشاره به سرعت رقباي ايران در توسعه، اول شدن کشورمان در پايان سال 1404 بين کشورهاي رقيب را ناممکن دانست.
مرتضی نبوی:
راه‌های مشارکت مردم باید مشخص شود
مردم بايد نقش و سهم‌شان را در اين چشم­انداز بدانند و متوجه شوند چگونه آن را ايفا كنند. اين احتياج به تبيين و اطلاع‌رساني دارد...

متن کامل برنامه‌ي پنجم توسعه

اينجا وبلاگ‌نيوز است، شما يک وبلاگ‌نويس حرفه‌اي هستيد

متن کامل سند چشم انداز بيست‌ ساله‌

پرونده‌اي براي معنويت

جديدترين گزارش شاخص‌هاي توسعه انساني سازمان ملل

ايران در جهان

All rights reserverd by Irane 1404 . Powered by Nastooh News
بازنشر الکترونیکی و مکتوب با حفظ نام "ایران 1404" بلامانع است