وقتی قورباغه به زنبور کمک میکند
ﺳﻪشنبه 13 فروردین 1387
... و سپس زنبور جواب داد انگار فراموش کردهاي، اينجا خاورميانه است!
دکتر احمد اخوت
زنبوري داشت در کنار رود نيل راه ميرفت که چشمش به قورباغهاي افتاد.
زنبور گفت : ميخواستم بروم آن طرف رودخانه. ممکن است مرا با خودت ببري؟
قورباغه جواب داد: نه، چون مي ترسم وسط راه نيشم بزني و بميرم!
زنبور گفت: ولي اين کار ديوانگي است چون خودم هم مي ميرم.
قورباغه گفت: حالا که اينطور است، قبول، بيا سوار شو.

زنبور رفت پشت قرباغه سوار شد و او شنا کنان به طرف مقصد حرکت کرد. وسط رود، زنبور قورباغه را نيش زد.
داد قورباغه در آمد: اين چه کاري است ميکني احمق جان، خودت هم ميميري. زنبور جواب داد انگار فراموش کردهاي، اينجا خاورميانه است!
لطيفه هاي چپ تاپ، مجله گل آقا، سال هجدهم، شماره اول ، فروردين 1387 (شماره 195-196)
|